من دیگر با تو حرف نمیزنم. دیگر حرفی نداریم. همه حرفها را زده ایم. حرفی نمانده است.
فقط بگو چطور توانستی سرابی باشی به این زیبایی؟
من ناتوانم بسیار. من در اشکهایم غرقم، نمیدانم تا کی.
آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که میخواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روزهای اول دوستم نداشته باشد دیگر؟ اینکه با ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر