آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که میخواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روزهای اول دوستم نداشته باشد دیگر؟
اینکه با وسواس پیغامهایش را میخونم که ببینم آیا به اندازه کافی بوس و بغل میفرستد؟ مائ دارلینگ میگوید؟
چرا حساب کتاب شبهایی که اینجاست را میکند؟ چرا اصلا هرشب نمیاید پیشم؟
خدایا، افسارم از دست رفته. رحم کن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر