۱۳۹۸ تیر ۲, یکشنبه

Bıktım bu yalnızlıklardan, Dert üstüne dert bindirmekle....


...آلفا) بهار ۲۰۱۹ گذشت و تمام شد. ۵ روز دیگر ۳۷ ساله میشوم. باورم بشود یا نشود. 

بتا) مریم فردا مادر میشود، مادر سپهر. هانیه چند روز پیش مادر شد، مادر یک پسر کوچک پف کردهٔ بانمک...
باورم بشود یا نشود.

تتا) اگر بودی حداقلش این بود که این شبها به جای اینکه با خودم حرف بزنم یا جلوی اینه با چشمهای پر خودم را برای جنگ احتمالی‌ با لویی و فابریزیو آماده کنم، خیلی‌ ساده به تو می‌گفتم الهی بمیرند هر دو که اینقدر اذیتم میکنند. و تو، 
مطمئنم که آرامم میکردی قبل از خواب. 

گاما) نمیدانم از کی‌ به بعد زندگی‌ اینجور شد، ولی‌ مطمئنم که سال‌هایی‌ بود که بعد از هر بغض و موج اندوه‌ای خبر خوشی‌ میامد. به خدا میامد....

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...