آلفا) خسته ام، خالی و ترس خورده. حتا اندوهگینم، از اینکه یادم نمیاید چه کسی را دیشب در خواب بوسیدم و بغل کردم و دستش در دستم بود. ری را، میشود برویم زودتر؟
بتا) گفت ۲-۳ ماه پیش از زنم جدا شدم. بهت نگفته بودم؟
گفتم میفهمم. گفت واقعا نیاز به تعطیلات دارم. پرسید شبها چکار میکنی؟ وقتت را چطور پر میکنی؟
دلم سوخت، واقعا نمیداند چه کند با خودش بعد ۲۰ سال...تنهایی ش خیلی طول نخواهد کشید...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر