۱۳۹۹ آذر ۲۴, دوشنبه

کلید برای قفل، قفل برای کلید...

 آلفا) هر زمان دیگری اگر بود الان میدانستم چند روز است که حرف نزده ایم. یا چند هفته از آخرین چت مان گذشته. نمیدانم. نمیخواهم حساب کنم. اصلا هیچوقت صدایش را نشنوم. فرق زیادی نمیکند. نهایتا...

بتا) آدم اگر یاد بگیرد که با ملال و ناامیدی و تنهایی‌ و دلشکستگی کنار بیاید...آدم اگر یک کلید برای هرکدام از این قفلها در جیب داشته باشد...نصف راه را رفته است.

تتا) ملالی نیست فقط این شب‌ها تمام نمیشوند...سریال‌های متعدد، شام‌های چندگانه، سالاد، آش، سوپ، شیر شکلات، چای.. خسته میشوم از این همه رفت و آمد به آشپزخانه. این دو سه متر فاصله بین کاناپه و یخچال... کاش پائیز و زمستان سال بعد جور دیگری باشد. 

گاما) در عوض هفته‌ها به سرعت باد میگذرند. فقط دوشنبه را میبینم و جمعه را...


هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...