آلفا) دردی در قلبم پیچیده، چه کارش کنم؟ چرا زمان نمی گذرد؟ خسته شدم از کندن کناره ناخن هایم.
بتا) ملال...ملال مرا به اینجا رساند. نمیخواهم از اینجا هم به ملال برگردم. لطفا.
تتا) نمی پرسی حالم چطور است بعد از اینکه کارم را از دست داده ام. نمیپرسم از حالت بعد دوز دوم واکسنی که زدی...چرا از هم دریغ میکنیم؟ چرا عمر آدم باید این همه شب این شکلی داشته باشد؟ هان؟ چرا؟
گاما) کاش امشب یک خواب خوب ببینم. مثلا خواب سربازی که بعد از تمام شدن جنگ به آغوش معشوقه اش برمیگردد.
یا لااقل خواب ببینم جنگ تمام شده فقط.
یا اصلا فقط خواب سرباز تنها را ببینم...
یا اینکه کاش امشب خواب جنگ را نبینم دیگر...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر