آلفا) تابستان است، تابستان کرونا و من بیشتر از تابستانهای پیشین وقت زیاد می اورم. تانگویی هم در کار نیست امسال...امروز سر راه از کار به خانه در یک کافه نشستم و سریال دیدم. بعد هندوانه خریدم و آمدم خانه. سالاد خوردم و باز هم سریال دیدم.
بتا) کار بسیار کسالت بار است. نه کار جالبی نه انگیزه ای. امشب داشتم فکر میکردم شاید یک روز بروم جایی که کار جدید باشد و هیجان انگیز. الان ولی اصلا کاری ندارم.
تتا) مامان خواب ش را برایم تعریف کرد. حقش بود مو به تنم راست شود. ولی نشد راستش. دلم کمی گرم شد ولی. روز بدی که داشتم با من به تخت نیامد. کتاب را بستهام ولی. سیب را هم رها کرده ام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر