۱۴۰۱ اردیبهشت ۱, پنجشنبه

ببسته‌ام در دکان ز بی‌ خریداری...

 آلفا) رفتم ۶۵ یورو دادم و اندریاس موهایم را قشنگ کوتاه کرد. لبخند زد. مهربانی هم کرد. 

اول اردیبهشت ماه جلالی بود. سر راه برگشت توی یک کافه در تقاطع ولتر و شارن نشستم و یک کازمپلیتان سفارش دادم با پنیر گودای ترافل دار. و بعدش هم کلی‌ همین اطراف قدم زدم. دیگر میشود گفت روزای اخر است...

بتا) راستی‌ آغوش یک مرد چگونه است؟ از خاطرم رفته...


هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...