آلفا) رفتم ۶۵ یورو دادم و اندریاس موهایم را قشنگ کوتاه کرد. لبخند زد. مهربانی هم کرد.
اول اردیبهشت ماه جلالی بود. سر راه برگشت توی یک کافه در تقاطع ولتر و شارن نشستم و یک کازمپلیتان سفارش دادم با پنیر گودای ترافل دار. و بعدش هم کلی همین اطراف قدم زدم. دیگر میشود گفت روزای اخر است...
بتا) راستی آغوش یک مرد چگونه است؟ از خاطرم رفته...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر