۱۴۰۰ اسفند ۱۶, دوشنبه

کمی‌ کمتر تنها...

 حالم را پرسید. یادم کرد. نور، کمی‌ نور به شبم پاشید. دیشب در تختم کمی‌ کمتر تنها بودم. 

گفت بعدا حرف بزنیم. گفتم حتما. حرف بزنیم. بعدا یعنی‌ کی‌؟ 

هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...