۱۳۹۵ اسفند ۱۳, جمعه

آغوش...

چند روز است به لندن فکر می‌کنم. مطمئنم که دلم نمیخواهد به آنجا سفر کنم ولی‌ یک چیز ناتمامی وجودم را خراش میدهد. الان خیلی‌ ساده فهمیدم که آخرین باری که عمیقا احساس امنیت کردم آنجا بود، چیزی حدود ۱ سال پیش.

هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...