آلفا) سال نو شد. بر خلاف پارسال هیچ آرزو و شوق و امیدی نداشتم. پارسال ۷ سین زیبایی چیده بودم و آرزوهای خوبی داشتم. امید بزرگی در دلم که امسال دیگر سال من است. نبود.
بتا) مرد ایتالیایی روز اول فروردین تقریبا مرا بوسید. بوسه اش مات و مبهوت و مضطربم کرد. تا خانه برسم لبخند کمرنگی داشتم ولی حالم بهتر نشده بود. میدانم میدانم میدانم که این مرد پیامبری ست فرستادهی خدای درسهای یاد نگرفته. قلبم تنها و لرزانست و بودن موجودی مهربان و خوش قامت در اطرافم فقط عمق فاجعه را میافزاید. نپرس از من، نمیدانم چه میشد اگر میشد؟ و چرا میشود برای بقیه؟
تتا) مرد آلمانی صبح زنگ زد. تصویرش همان شکلی بود. گفت هنوز دختر رویاهایش رو پیدا نکرده.
گاما) استرس دارم و میترسم و افسرده ام...در این میان تیندر هم نصب کرده ام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر