۱۳۹۳ آذر ۱۸, سه‌شنبه

بی حوصله..

ذهنم آشفته است و پر نگرانی. حس می‌کنم که اوضاع تحت کنترلم نیست و این وحشت‌زده م کرده. واسه اینکه به خودم آرامش بدم و از این اشفتگی ذهنی‌ در بیام دلم می‌خواد بنویسم و لیست کنم که چه چیزیی‌ در زندگی‌ واسم مهم هستن:
- برام مهمه که آدمی‌ باشم که تکلیفش با خودش معلومه و از هر بادی بهم نمیریزه. الان حتی بدون باد هم بهم می‌ریزم. 
- چی‌ می‌خوام از زندگی‌؟ آرامش، امنیت، ثبات...الان انقد افسرده م که نمیتونم به این مفاهیم فکر کنم حتی. 
- چرا حوصله‌‌ ندارم؟ :(

هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...