۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

مستم ولی یادم نرفته...

آورده اند که شبی در جایی جوانی در حد محسوسی مست بود و اصرار داشت که نیستم. با توجه به تحصیلات عالیه ایشان و به پیشنهاد خودش قرار شد به چند مساله محاسباتی جواب دهد تا صحت و سقم ادعایش بررسی گردد. انتگرال جز به جز ساده ترین چیزی بود که حضار بر سرش توافق کردند و فرد مذکور به تته پته افتاد...ولی نهایتا هنوزاصرارمی ورزید که
 "مست نیستم... یادم رفته!"

گفتم شاید برعکسش هم درست باشد...


هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...