۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

روز مبادا، روزگار کوچ...



اینجا را از خیلی وقت پیش ساخته بودم. عین قایقی که بسته باشی به درختی کنار ساحل برای روز مبادا...


هنوز به آب نخواهم انداخت البته...روزگار کوچ من که شروع نشده است. ..

هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...