۱۴۰۰ آذر ۱۴, یکشنبه

کاش دست ما بود...

 آلفا) خیس و سرما زده رسیدم خانه ش. مرد ریشوی قد بلند قورمه سبزی خوبی پخته بود...در خانه ش که میچرخید دیدم که میشود خیلی‌ دوستش داشت. حتی گربه اش را...

بتا) فردا میزنم به جاده که نه هوا...می روم جنوب اسپانیا، ۱۱ روز. کاش بشود که راحت شوم از دست صداهای توی کلاب و صداهای توی سرم. 


هیچ نظری موجود نیست:

افسارم از دست رفته....

  آیا این حس اسمش عاشق شدن است؟ این که می‌خواهم همیشه کنارم باشد؟ اینکه میترسم نکند به اندازه روز‌های اول دوستم نداشته باشد دیگر؟  اینکه با ...